من بسی دلتنگم وامانمیداندکسیباخودم می جنگم واما نمیداندکسی
غربت خودراترنم می کنم درخلوتمشعرغم آهنگم واما نمیداندکسیروزگارتیره می خواهد که رنگم تاکندازازل بی رنگم وامانمیداندکسی
خاک راسیلاب یکباره به همراه می بردایستاتر ز سنگم و امانمیداندکسی
درمسیرزندگی راه خودم رارفته امخسته ای پالنگم واما نمیداندکسی
دورازچشمان نامحرم گم عشقم هنوزکین نام وننگم وامانمیداندکسی
ازادب دوراست امااعتراف شاعراستتشنه ی فرهنگم و امانمیداندکسی
ای تو،خودراجلوه آراکن به چشم منتظرراه تا فرسنگم وامانمیداندکسی
برچسب:
نویسنده: مبین حبیبی
تاريخ: پنجشنبه
6 بهمن
1401 ساعت: 13:42